سلااام
-
تاریخ: 1393/2/11 ساعت: 16:38
سلاااام به همه دوستای گلم این وبلاگ رو ساختم به 2 دلیل : 1-شما 2-علاقه من به کتاب
همخونه
-
تاریخ: 1393/2/21 ساعت: 20:05
خلاصه:دختری به اسم یلدا که به دلیل فوت مادر و پدرش با یکی از دوستان صمیمی پدرش زندگی میکنه.بچه های اون مرد(حاج رضا) خارج از کشور هستن بجز پسر کوچکش که به دلایلی از پدره کینه به دل داره و اونم تصمیم داره از ایران بره... خلاصه اینکه حاج رضا با شرط و شروط خاصی از یلدا میخواد که با همین پسر کوچیکه(که تا...
تقاص
-
تاریخ: 1393/2/21 ساعت: 20:00
سالها پیش ... وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت ... شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق اتشین در گذشته باعث یک عشق اتشین دیگر در آینده شود ... اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد ... باید تقاص...
ازدواج اجباری
-
تاریخ: 1393/2/21 ساعت: 19:55
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام اینم یه رمان دیگه خلاصه:بهار یه روز که از مدرسه میاد خونه متوجه ماشین ناشناس میشه که درخونشون پارکه که مسیر زندگیش و تغییر میده.....و.. امیدوارم دوست داشته باشین
قرار نبود
-
تاریخ: 1393/2/11 ساعت: 16:51
من این داستان رو هنوز تموم نکردم ولی خوب بود. خلاصه: داستان درمورد دختری به اسم ترساست که دو سال پشت کنکور مونده الان منتظر جواب کنکور... مادر ترسا چند سال پیش فوت کرده ترسا با پدر و مادربزگش (عزیزجون) زندگی میکنه.خواهر بزرگش هم ازدواج کرده . ترسا آرزو داره که بره کانادا و اونجا ادامه تحصیل بده ولی ...
شیدای من
-
تاریخ: 1393/2/11 ساعت: 16:20
این داستان رو نخوندم اما تعریف زیااااد شنیدم: خلاصه: داستان راجع به دختری ست به نام شیدا که از پنج سالگی پیش یک خوانواده دیگه بزرگ میشه…همون خوانواده یک پسر داره به اسم شاهرخ که چشم دیدن دختره رو نداره ولی………..
دختری که من باشم
-
تاریخ: 1393/2/11 ساعت: 16:12
این رمان بهترین رمانی بود که خوندم خلاصه: پسری با پدر و مادرش بحث میکند و از خانه بیرون میرود در راه چند نفر را میبیند که دارند پسری را کتک میزنند او پسر را نجات داده اما بعد می فهمد او دختر است و.....