این رمان بهترین رمانی بود که خوندم
خلاصه:
پسری با پدر و مادرش بحث میکند و از خانه بیرون میرود در راه چند نفر را میبیند که دارند پسری را کتک میزنند او پسر را نجات داده اما بعد می فهمد او دختر است و.....
برچسب: نویسنده: مرضیه تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1393 ساعت: 16:12